جذاب جذاب

مقالات مختلف

ّروش هاي سرگرمي چگونه است؟


ّروش هاي سرگرمي چگونه است؟

براي اينكه روزهاي بلند تابستان را براي بچه‌ها به روزهاي به ياد ماندني تبديل كنيم؛ لازم است كمي خلاقيت به خرج دهيم و اين زمان را با سرگرمي‌هاي شاد پر كنيم.

سرگرم شو عزيز!

" مامان، حوصله‏ام سر رفته! " اين، جمله‏اي است كه بچه‏ها در روزهاي گرم و بلند تابستان بارها و بارها به زبان مي‏آورند. واقعيت اين است كه بچه‏ها تعطيلات تابستاني و ماندن در خانه را دوست دارند اما گاهي وقت‏ها همين در خانه ماندن براي آنها كسل كننده مي‌شود.براي اينكه روزهاي بلند تابستان را براي بچه‌ها به روزهاي به ياد ماندني تبديل كنيم؛ لازم است كمي خلاقيت به خرج دهيم و با برنامه‌‌ريزي و انجام كارهاي ساده، اين زمان را با sagarmi پر كنيم.

24 نمونه از اين فعاليت‏ها را با هم مرور مي‏كنيم.

1. از سرگرمي‌هاي ساده خانگي مثل sagarmi.com استفاده كنيد. مثلا با همكاري تمام افراد خانواده و مشاركت بچه‌ها آشپزي كنيد. كيك و كلوچه، پيتزاي سبزيجات يا آش بپزيد و همه دور هم نوش‌جان كنيد. بهتر است هنگام تهيه غذا و مواد اوليه در آشپزخانه به بچه‌ها سخت‌ نگيريد و تميز كردن آشپزخانه را بگذاريد براي بعد.

2. در خانه كارهاي هنري انجام دهيد. بچه‌ها دوست دارند كارهاي هنري انجام دهند. كاغذ و وسايل نقاشي در اختيار آنها قرار دهيد و از‌ آنها بخواهيد، داستاني درباره يك روز تابستاني بنويسند و آن را نقاشي كنند. مي‌توانيد براي جذابيت بيشتر، نقاشي گروهي بكشيد و روي يك مقواي بزرگ با كمك هم يك نقاشي بكشيد.

3. ساخت كاردستي براي بچه‌ها جذابيت دارد و در كنار آن مي‌توانند چيزهاي زيادي ياد بگيرند. مي‌توانيد يك شخصيت پسر يا دختر روي مقوا بكشيد و دور آن را با قيچي ببريد. سپس با كاغذهاي رنگي لباس، كفش، كلاه آفتاب‌گير و عينك آفتابي برايش درست كنيد و البته راه‌هاي مراقبت از پوست در برابر آفتاب را هم به فرزندتان بياموزيد.

4. نمايش عروسكي بازي كنيد. شخصيت‌هاي داستان مي‌توانند عروسك‌هاي فرزندتان يا نقاشي‌هايي كه كشيده‌ايد و دور آن را بريده‌ايد، باشند. اگر نمايش عروسكي را كمي شاد و خنده‌دار اجرا كنيد، نكات آموزشي داستان بيشتر در ذهن بچه‌ها مي‌ماند.

5. چند كتاب رنگ كردني براي بچه‌ها بخريد و به آنها هديه بدهيد. شعرهايي كه درباره روزهاي تابستاني است، بخوانيد. آنها را به بچه‌ها هم ياد بدهيد تا با شما همراهي كنند.

6. ساعاتي را هم به ورزش و تحرك اختصاص دهيد. مبل‌ها را كنار بكشيد و يك آهنگ ورزشي بگذاريد. لباس‌ مناسب ورزش بپوشيد و با هم كمي نرمش كنيد.

7. لباس‌هاي قشنگ بپوشيد و عكس يادگاري بگيريد.

8. بازي‌هاي سرگرم كننده و دسته جمعي انجام دهيد. مثلا همه با هم پازل درست كنيد و يا از يكي از بچه‌ها بخواهيد درباره يك شي در اتاق بدون اينكه نام آن را ببرد، توضيح بدهد. بعد از بقيه بچه‌ها بخواهيد حدس‌هاي خودشان را در اين باره روي كاغذ بنويسند و هر كس درست حدس زد، به او فرصت دهيد دفعه بعد او درباره يك شي توضيح بدهد. مي‌توانيد بيست سوالي بازي كنيد و توضيحات را در قالب سوال از هم بپرسيد.

9. بچه‌ها را يك جا جمع كنيد و براي‌شان قصه بگوييد. مي‌توانيد قصه‌اي جديد يا قصه‌‌هاي مورد علاقه آنها را تعريف كنيد.

10. بازي با سايه‌ها براي بچه‌ها لذت‌بخش است. چراغ‌هاي اضافه را خاموش كنيد و روي ديوار با سايه اشكال مختلف بسازيد. از بچه‌ها هم بخواهيد در اين كار شركت كنند.

11. مي‌توانيد چند فيلم كارتوني يا فيلم مناسب سن فرزندتان تهيه كنيد و در روزهايي كه مجبوريد چند ساعت در خانه بمانيد، از فرزندتان بخواهيد يكي از آنها را انتخاب و تماشا كند.

12. بچه‌ها را تشويق كنيد اتاق‌شان را مرتب كنند. معمولا بچه‌ها علاقه‌اي ندارند كه اتاق‌شان را تميز كنند، اما شما مي‌توانيد اين كار را براي‌شان جذاب كنيد. مثلا زمان بگيريد كه چه‌قدر طول مي‌كشد تا اتاق‌شان را مرتب كنند و بعد اگر اتاق‌شان مرتب شد، براي آنها جايزه‌اي در نظر بگيريد و تشويق‌شان كنيد.

13. با كمك بچه‌ها خودتان خمير بازي درست كنيد. مي‌توانيد يك فنجان آرد، يك سوم فنجان آب و يك دوم فنجان نمك را با هم مخلوط كنيد و خوب هم بزنيد. در صورت لزوم آب يا آرد به ميزان كم اضافه كنيد تا غلظت آن طوري شود كه به راحتي بتوان با آن اشكال مختلف ساخت و در ضمن به دست نچسبد. با استفاده از اين خمير، بچه‌ها مي‌توانند به راحتي بازي كنند و شكل‌هاي مورد علاقه‌شان را بسازند و بعد از خشك‌ شدن، آنها را رنگ كنند.

14. بچه‌ها نقاشي با انگشت را دوست دارند. مي‌توانيد خميرهاي رنگي درست كنيد تا با آن نقاشي برجسته آماده كنند. براي تهيه اين خمير؛ نصف فنجان نشاسته را در يك فنجان آب سرد حل كنيد. بعد سه فنجان آب جوش به آن اضافه كنيد و روي حرارت قرار دهيد تا دو مرتبه به جوش بيايد. خوب آن را به هم بزنيد و وقتي شفاف و كمي غليظ شد، آن را از روي حرارت برداريد و پودرهاي رنگي به آن اضافه كنيد. وقتي اين خمير خنك شد، بچه‌ها مي‌توانند با آن نقاشي كنند.

15. چسب، قيچي و روزنامه باطله در اختيار بچه‌ها بگذاريد تا با بريدن عكس‌ها و حروف آن، تصاوير و جملات جديد درست كنند. مي‌توانيد با روزنامه‌هاي باطله براي بچه‌ها كلاه، قايق يا موشك درست كنيد.

16. از بچه‌ها بخواهيد تمام عروسك‌هاي ريز و اسباب‌بازي‌هاي كوچك خودشان را يك جا جمع كنند و بعد با همه آنها يك شهر كوچك بسازند.

17. چند ليوان آب را كنار هم بچينيد. بعد در هر كدام مقدار متفاوتي آب بريزيد. حالا اگر با قاشق به هر ليوان ضربه بزنيد، صداي خاصي مي‌دهد. مي‌توانيد با هم آهنگ بزنيد و شعر بخوانيد.

18. آلبوم‌هاي عكس را بياوريد و با هم عكس‌ها را ببينيد و درباره خاطرات آن با هم صحبت كنيد تا سرگرمي ايحاد كنيد.

19. خاطرات قديم خانوادگي را براي بچه‌ها تعريف كنيد و به آنها بگوييد وقتي بچه‌ بوديد، در تعطيلات تابستاني چه كارهايي انجام مي‌داديد و چه‌طور خودتان را سرگرم مي‌كرديد.

20. از بچه‌ها بخواهيد يك شغل انتخاب كنند. مثلا پزشك، پرستار، معلم يا آتش‌نشان شوند و شما هم نقش بيمار يا شاگرد آنها را بازي كنيد.

21. بچه‌ها بازي با حباب را خيلي دوست دارند. مي‌توانيد در يك ظرف كوچك كمي آب صابون درست كنيد و با يك ني حباب بازي كنيد.

22. بدليجات و لوازمي را كه قديمي شده، جايي نگه‌ داريد و از بچه‌ها بخواهيد با تركيب آنها وسايل تزييني جديد درست كنند. اين كار به خوبي بچه‌ها را سرگرم مي‌كند.

23. در اين روزها حتي مي‌توانيد مهارت‌هاي لازم را به بچه‌ها بياموزيد. كمي خياطي به آنها ياد بدهيد. مثلا به آنها ياد بدهيد، اگر دكمه لباس‌شان كنده يا جوراب‌شان پاره مي‌شود، چه‌طور آن را بدوزند.

24. مي‌توانيد شمارش پول را به بچه‌ها ياد بدهيد. پول‌هاي خرد و درشت را شمرده، با هم مقايسه كنيد. از آنها بخواهيد به يكي از افراد خانواده، دوستان يا معلم‌شان نامه دوستانه بنويسند. به آنها ياد بدهيد كه چه‌طور يك نامه دوستانه بنويسند. مي‌توانيد كمي آشپزي به آنها ياد بدهيد و يا كلماتي از يك زبان ديگر به آنها بياموزيد.

منبع : http://sagarmi.parsiblog.com/


برچسب:
امتیاز:
بازدید: <~PostViwe~>
+ نوشته شده: 1399/10/24 ساعت: 17 توسط:ramin2311 :

عكس پروفايل دخترونه شاد


عكس پروفايل دخترونه لاكچري نوشته

عكس پروفايل دخترونه خاص پر در دهان

عكس پروفايل دخترونه لاكچري نوشته /گاه دلـــــــم ميگيرد ازصداقتـــــم كه نميدانم لايق كيست...
گاه دلــــــــم تنگ ميشودبراي وعــــده هايي كه ميدانستم نيست اما براي دلخوشيم كافــــي بود....
گاه دلــــــــم ميگيرد از سادگـــــي هايم....
گاه دلـــــــم ميسوزد براي وفـــــــاداري هايم...
گاه دلـــــم ميسوزد براي اشكهايم.....
گاه دلـــــــم ميگيرد از روزگــــــــــاري كه درآنم....
اين نبـــــــــــــــود آنچه درانتظارش بــــــــــــــــودم........

عكس پروفايل دخترونه مفهومي كتاب

عاشق كه باشي!
سطر به سطرِ كتابِ درسي‌ات،
مي‌شود "شعرِ عاشقانه"...!

عكس پروفايل دخترونه دهان بسته

عكس پروفايل دخترونه لاكچري نوشته/چقدر جالب اند آدم ها ، دلت را ميشكنند ، رهايت ميكنند ، بعد از مدتي برميگردند و انگار نه انگار كه اتفاقي افتاده و دوباره از نو با همان عادت هايشان دوستي ميكنند، برميگردند نه براي اينكه به اشتباهشان پي بردند، چون ديواري كوتاه تر از شما پيدا نكرده اند..
دلتان را خوش نكنيد به اين برگشتن ها، به خدا آنها عوض نمي شوند..
مگر ميشود اينهمه زجرتان دهند و آخر مكالمه هايشان بگويند مواظب خودت باش
مواظب دلي باشيم كه به دست خودشان شكسته؟ يا مواظب قلبي كه تكه تكه اش كرده اند...
آنها فكر ميكنند سكوت شما يعني فراموش كرده ايد كه چه به روزتان آورده اند و حتي اين عقيده را دارند كه هر مسئله اي با معذرت خواهي درست مي شود...
به آنهايي كه تكليفشان با خودشان مشخص نيست دل نبنديد.

عكس پروفايل دخترونه نصف صورت

عكس پروفايل دخترونه لاكچري و خاص

هيچوقت از روى لبخند،
حالِ كسى را تشخيص ندهيد!
يك لبخندِ ساده،
در عينِ حال ميتواند
دردآور ترين حرف هارا در خودش جا بدهد!
شما نمى دانيد
بعضى از ما آدم ها چه مى كشيم
تا تمامِ بغض هايمان را
در همان لبخند خلاصه كنيم،
گاهى لبخند ها
نشانه ى شادى نيستند
بلكه حكمِ اشك هايى را دارند
كه بى صدا مى ريزد....

عكس پروفايل دخترونه پروانه در سر

عكس پروفايل دخترونه لاكچري

دلم برات تنگ ميشه...
يه روزي ، يه جايي ، صداي خنده هاي يه نفر خنده هاي منو يادت مياره...
يه روزي ، يه جايي ، دلت تنگ ميشه واسه من...
مني كه هركاري ميكردم تا هرجا هستي باشم و مثل پروانه دور شمعِ بي معرفتم بگردم...
ياد من ميوفتي ، روزي كه كسي بهت بگه "دوست دارم"....
ياد من ميفتي ، اون جايي كه يه نفر زل بزنه به چشمات و با نگاهش زااااار بزنه "نرووو ، من بهت نياز دارم"
يه روزي ، يه جايي ، يه جفت چشم كه هيچ حسي توشون نيست ، چشماي عاشقِ منو يادت مياره...
ببين ، اصلاحساب گرد بودنِ زمين و اينا نيستااااا...
بحث عدالت خداست...
اون همه تصوير عشقي كه من به پات ريختم ، اگه نياد جلو چشمت ، بي انصافيه...
اون همه موندن به پاي توي رفته ، اگه نياد تو ذهنت ، بي عدالتيه...
اگه يادت نياد چجوري چشمام واسه حرف زدن با چشمات جون كندن ، به عدلِ خدا شك ميكنم.......
اگه.....
يه روزي ، يه جايي ، منويادت اومد ؛
نگو راست ميگن كه زمين گرده...
بگو "خدا عادل ترينه"

عكس پروفايل دخترونه چهره گرگ

گرگ هر شب به شكار ميرفت و بي آنكه چيزي شكار كند باز ميگشت...
‏ﺷﺒﯽ ﮔــــﺮگ را ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺩﯾﺪﻡ...
ﺑﺎ ﻻﺷﻪ ﯾﮏ ﺁﻫﻮ ﺩﺭ ﺩﻫﺎﻥ ﺑﻪ ﮔﻠﻪ ﺁمد!
ﮔﺮﮒﻫﺎﯼ ﮔﻠﻪ ﺷﺎﺩ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺷﮑﺎﺭ ﺍو.
ﭘﺮﺳﯿﺪند ﭼﺮﺍ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ﮔــــــــﺮﮒ؟!!
ﮔﻔﺖ: شبي در ﺳﯿﺎﻫﯽ بيابان ﭼﺸﻤﺎﻧﺶ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻡ؛ ﺩﻟﻢ ﺭﺍ ﺭﺑﻮد!
هر شب به خواست پايم كه نه، به تمناي دلم ميرفتم تا تماشايش كنم...
امشب محو او بودم كه ﺷﻨﯿﺪﻡ ﺻﺪﺍﯼ ﺳﮕﺎﻥ ﻭﻟﮕﺮﺩ ﺭﺍ؛
ﺩﻭﯾﺪﻡ…
ﭘﺮﯾﺪﻡ…
ﺯﯾﺮ ﮔﻠﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﻭ ﺩﺭﯾﺪمش!!
آنچنان
ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺷﺘﻢ
كه ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻢ
"سهم دلم"
ﻧﺼﯿﺐ "ﺳﮕﺎﻥ ﻭﻟﮕﺮﺩ" ﺷﻮﺩ..

عكس پروفايل دخترونه گنجشك بر روي سر دخترك

من كه نديده ام زني عاشق شود و جز دوست داشتن چيز ديگري به زبان بياورد..
بهتان قول مي دهم !
هيچ چيز غير از "دوستت دارم" نمي شنويد از او...
وقتي مي گويد :
چقدر موهايت خوب اصلاح شده !
يا چقدر اين لباس بهت مي آيد !
يا مثلا صبحانه نخورده از خانه بيرون نرو..
كه نهارت يخ كرد..
كه شامت آماده است..
وقتي مي گويد وقتي مريض شوي من چه خاكى به سرم كنم..
يا مثلا خسته اي بيا بنشين كمي شعر بخوانم برايت..
مرباي آلبالو پخته ام برايت..
بيا با هم چاي بخوريم..
يا حتي وقتي كه مي گويد :
ديگر نمي خواهم ببينمت..!
خسته ام كرده اي..
طاقت بودنت را ندارم...
يا وقتي مي گويد چقدر از تو دلخورم...
چقدر مي خواهم تنها باشم
حتي وقتي مي گويد ديگر دوستت ندارم..!
باور كنيد اين ها همه در زبان زن ها دوستت دارم معنا مي شود
زن ها بلد مي خواهند
مترجم مي خواهند
بايد عاشق باشي تا بفهمي شان..
بايد گوش هايت عاشق باشند، بايد كلماتش را ببلعي، در ذهن برگردان كني به زبان عاشقي.. و از نگاهت عشق بزند بيرون..
زن ها كارشان دوست داشتن است
نترسيد
بلدشان شويد
بعد مي بينيد هيچ چيز غير دوست داشتن از گلوگاه حنجره شان خارج نمي شود..

عكس پروفايل دخترونه گل بر روي چشم

هرگز با چشم‌هاي من خودت را تماشا نكرده‌اي تا بداني چقدر زيبايي!
هرگز با گوش‌هاي من خودت را نشنيده‌اي تا بداني چه آرامشي توي صدايت ريخته!
هرگز با پاهاي من با شوق به سمتِ خودت قدم برنداشته‌اي و هرگز با دست‌هاي من دست‌ خودت را نگرفته‌اي!
تو هرگز با قلبِ من خودت را دوست نداشته‌اي و نميداني چگونه ميشود عاشقت شد و از اين عشق مُرد!
تو نميداني!
تو هيچ چيز نميداني!

عكس پروفايل دخترونه كلافه

بعضي ها خودشان هم نميدانند
كه با رفتنشان عصبِ احساس را در آدم ها طوري ميكُشند كه ديگر
نه دلتنگ ميشوند
نه محبت ميكنند
نه گريه ميكنند. فقط نگاه ميكنند...

عكس پروفايل دخترونه باد كردن آدامس

دلم برايِ دختركِ درونم تنگ شده ...
دختركي كه بايك لواشك و عروسك ، ذوق مي كرد ...
يا دغدغه ي روزانه اش ، رنگِ لاكِ ناخن هايش بود ...
همان دختركي كه خنده هايش ؛ كودكانه و نگاهش ؛ دلنشين بود ...
دختركي كه معصوميتش را ، از راه رفتنش مي شد تماشا كرد ...
گاهي دلم از قوي بودنم مي گيرد ...
دلم ميخواهد دوباره همان دخترك ظريفي باشم كه با يك نگاه ، مي شكست ... اما نه از درون !
صداي شكستنش را بغض مي كرد ، و با اشك هايِ دانه دانه اش ، دل‌ِ دنيا را مي لرزاند ...
قوي بودن ؛
هميشه هم خوب نيست !!!

عكس پروفايل دخترونه غمگين

باران كه مي بارد،
شيشه ها تار مي شوند نه براي اينكه به گذشته ات فكر كني و غمگين شوي، نه براي اينكه به غم هايت فكر كني و آزرده شوي، نه براي اينكه به آزردگي هايت فكر كني و گريان شوي،
نه براي اينكه به گريه هايت فكر كني و ويران شوي..
باران مي بارد و شيشه ها را تار مي كند تا بيرون را نبيني و با درونت تنها باشي، تا صداي بيروني را نشنوي و با نجواي درونت تنها باشي، تا ديگران را نبيني و با خودت تنها باشي، تا بداني با حس خوب به آنچه در وجود خودت هست ميتواني به هرآنچه آرزو داري برسي...

عكس پروفايل دخترونه چشمان دخترك

چيستم؟! خاطره زخم فراموش شده
لب اگر باز كنم با تو سخن ها دارم.....

عكس پروفايل دخترونه ويراني

سوت و كورم
همانند خانه ايي متروكه در آن دور دست ها
كه نه كسي در خانه اش را مي كوبند
و نه كسي در آن زندگي ميكند
خانه ايي متروكه
كه در و ديوار هاي آن را تار عنكبوت بسته است
ديوار هايي ترك خورده و پوچ
خانه ايي سرد و بي روح
خاك گرفته و پوسيده
خانه ايي متروكه ، كه هر آن ممكن است آوار شود و فرو بريزد..

عكس پروفايل دخترونه فضانوردي

لابلاي اين روزهاي تكرارشدني و نشدني خستگي هاي ما مدام تكرار مي‌شود
دلزده از اين و آن دلزده از زمين و آسمان
گاهي نميداني بايد براي چه خوشحال باشي ،گاهي نميداني چرا ناراحتي
اصلا قصه ما آدمها چرا هميشه يكجايش غمگين است
اصلا چرا حالمان گاهي عميق خوب نيست
اصلا چرا هميشه جاي چيزي خاليست وسط زندگيمان ...

عكس پروفايل دخترونه نقاب

من هيچوقت بلد نبودم جوري رفتار كنم
كه هر روز بيشتر دوستم داشته باشي.
بلد نبودم دلتنگي ام را قايم كنم؛ پشت نقاب بي تفاوتي ...
هيچ وقت نشد بگويي دوستت دارم و من در جوابت فقط بگويم:
مرسي!
هميشه ي خدا موقع ديدنت برق خوشحالي در چشم هايم حال دلم را فرياد ميزد .
انگار دست دلم براي تو رو شده بود !
من هميشه ميترسيدم از نداشتنِ تو
ميترسيدم از اينكه يك روزي نباشي و من بدون تو زندگي كردن را ياد بگيرم؛ قبول .
من خيلي چيزها را بلد نبودم اما دوست داشتنت را كه خوب بلد بودم؛ نبودم؟


برچسب:
امتیاز:
بازدید: <~PostViwe~>
+ نوشته شده: 1399/5/18 ساعت: 18 توسط:ramin2311 :

:: مطالب مشابه